دفاع از تعدد زوجات اسلام
نویسنده:
سید مصطفی طباطبائی
امتیاز دهید
ترجمه به انگلیسی: دکتر علی دولت داد
ترجمه به فرانسوی: بانو ملیحه آشتیانی
ترجمه به فرانسوی: بانو ملیحه آشتیانی
آپلود شده توسط:
tn313
1391/03/04
دیدگاههای کتاب الکترونیکی دفاع از تعدد زوجات اسلام
حاضرم قسم بخورم
اصلا شرط ببندم که قریب به اتفاق کسایی که اینطور اعلام انزجار شدید هم در برابر این کتاب دارند حتی لای این کتاب رو باز نکردن وگرنه این کتاب مستند و مستدل با سند و دلیل و نه برچسب و انگارهزنی صرف رد میکردند
اما اگر مقید باشه
ما باید بیایم جمع بشیم تا اونی که داره روابط رو محدود وضابطهمند میکنه بریزیم سرش و ایراد از اون بگیریم
خودمون رو گول نزنیم
طبیعت هم مرد رو در بحث جنسی سوار قرار داده
این در تمام جوامع انسانی قابل مشاهده است وکسی نمی تونه انکار کنه
این اسلام عست که با تقیدات فقهی و اخلاقی مرد رو نظاممند و محدود در ضوابط اخلاقی می کنه
البته از اون ور بوم هم نباید افتاد
وقتی زنی نمیتونه شوهرش تمکین کنه
چرا مرد فقط باید به همین وضع اکتفا کنه و طبیعت خودش رو سرکوب کنه
اون زنی هم که بیوه شده هم یه زنه
جالب این که قبل از طلاق و جدایی و یا از دست دادن شوهرش مثل همین شماها حرف میزد و حقی برای زن دوم قائل نبود تا این که خودش به این مصیبت افتاد
این چنین شرایطی می تونه برای هرکسی پیش بیاد
کورکورانه انقدر فاز روشنفکری بر ندارید و جواب بدید
وقتی یه زن بیوه بشه بالاخره یه مردی که ممکنه شوهر شما یا پسر شما یا برادر شما و یا هرکسی از آشنایان شما باشه باید بهش برسه
حتی اگر اسلامگرا هم نباشید باید پاسخ بدید اگه اون زن به فحشا هم کشیده بشه بالاخره یه مرد رو برای ارضای جنسی میخواد
نمیشه صورت مسئله رو پاک کرد
البته اگر مخالفین نخوان لجبازی کنن و این طور تجویز کنن که مثل جوامع منحط غربی باید بره سراغ هم جنس خودش یکی که همدرد باشه یکی مثل خودش
این میشه که فساد رواج پیدا می کنه
وقتی از ریل طبیعت خارج بشید باید منتظر عواقب پی در پی بعدیش هم باشید
متاسفانه مخالفان اسلام به طور غیر منطقی و غیر طبیعی و متعصبانه نیازهای طبیعی و مشروع یک زن بیوه و یا محروم از شرایط ازدواج معمولی رو در نظر نمیگیرند!
که اون هم حق داره تشکیل خانواده بده و همسری یک مرد رو به عهده بگیره
مادری یک فرزند، خانمی یک خانه، محبت دیدن از یک مرد و...
بدتر از همه میگن این پیغمبر خوب بود ولی قواعدش برای 1400 سال پیشه و الان به کار ما نمیاد!
خب بفرمائید شما امروزیها چه جواب درستی برای حل این مسئله دارید؟
میخواید بگید مخلوق از خالق بهتر میفهمه آره؟!
کسی که شرایط وضوابطش رو داشته باشه تنها چنین شخصی که واجد شرایط باشه میتونه در این باره اقدام کنه
البته این منهای کسانی هست که خودشون از این قاعده استقبال میکنن
زنانی هستن که با این کار بیشتر برای خودشون وقت خالی تهیه میکنن
این که کارهای خانه و فرزند و امور همسرداری بر روی دوش یک نفر نمیمونه
و لازم نیست هر شب به امور مربوط به شوهر خودش بپردازه
زنانی که فرزنددار نمیشن
کسایی هستن که توانایی حمل جنین ندارند
باردار میشوند اما قادر به حفظ اون نیستن
خیلی از زن ها خودشون اقدام به یافتن یک همسر دیگر برای شوهر خود هستن
آیا این ها رو هم به چشم بدکارهها باید نگاه کرد؟!
اسلامم برای این ها هم داره حد و حدود و شرایط رو مشخص می کنه
نمی گه هم باید این کار رو بکنن
می گه اگر کسی بنا به هر جهت با این مسائل روبرو شد چارچوب و قواعدش این و این و این و اینه تا که کسی این وسط ضرر نکنه و ضرر هم نبینه
نه کاملا بسته
نه تا آخر باز کرده
لای در رو تا یه حدی باز کرده
خودشم جلوی در وایساده تا هرکسی نپره تو...
منع شده و به ترک دنیا تشویق گردیده اند، امّا به پیروی از دین اسـلام مردان می توانند تا چهار زن با عقد دائم اختیار کنند و می گوید در کشـورهای غرب، مردان اغلب یک زن دائم به عقد خود در می آورند ولی در
عمل با چندین زن بطور نامشروع رابطه برقرار می کنند، و بعد به دستورات اسلام از روی مستندات روایات اشاره می کند که دوستان می توانند خودشان مطالعه فرمایند و بیشـتر با نظراتِ دفاعی ی نویسنده آشنا
شوند. به هر حال نظر شخصی بنده در این خصوص این است که آنچه که ایشان تحت عنوان دفاع از تعدّدِ زوجات نوشته ردیفی از قواعد ظاهری و تعریفات و بیان مستندات است و نمی توان آنها را دفاع قلمداد نمود
دفاع یعنی تلاش برای ارائه ی پاسـخِ مطلوب و قـانع کننده در مقابل روی کردهای عملی ی بد یا خوب که از انسـان سر می زند و شنونده یا قضاوت کننده را به به تٱمّل وا می دارد تا در اعتراض خود تجدید نظر کنند،
ایشان نتوانسـته هیچ گونه دلیلی موجّهی نمـایـان سازد، اینکه پیامبران و یا بزرگان دین در زمان خود که با این برهه از زمان به هیچ وجه همانندی و سنخیت ندارد چند همسر بنا به دلائل خودشان و حتّی با رعایت
دستورات شرع اختیار کرده اند هرگز نباید و نمی تواند مجوزّی برای تعدّد زوجات و چند همسری شود و با هچ منطق عقلانی و انسانی همخوانی ندارد، زن به مانند مرد بر تمامی ی امور زندگانی اشرافِ دارد و مرد
هیچ تفوّق و برتری نسبت به زن ندارد، در قرآن کریم هم که به درستی آمده است " الرّجال قواّامونَ علی النساء" یعنی سرشتِ مردان به لحاظ نیرو و توانِ بدنی قوی تر از زنان است، معنی اش این نیست که عقل
و شعور و فـهمِ مرد هم از زنان بیشـتر است، لازم است بدانیم در این مرتبه از نیروی ظاهری، مردان مکلّف شـده اند که خدمتگزارِ صـادقِ زنان باشـند و در تٱمین معاش و دفاع از حقوق مدنی و مراقبـت از کانون گرم
خانواده جدّیت نمایند و کمک و یاور زنان باشند، نه اینکه زنانی که به مانند خودشان خلق شده اند و اساساً واسـطه ی آفرینش خودِ مردان هم زنان هستند را اسیرِ جهل و نادانی خود کنند و مورد سـتم و نابـرابـری
ی ظالمانه قرار دهند، چه کسی این حق را به مردان عطـا کرده که با زنان به مانند کنیزانِ اَمر بردار رفتار شـود، اگرچه لفظ کنیزی هم اهانت به شرفِ زنان است و لفظِ غلامی و بـردگی ی مردان هم خوار شمردن و
تحقیـر مردی و مردانگی است، چه کسی به مـردان در این دوره و زمانه که نیازهای اولیّه ی زنان در مراقبت شاید هزارها برابر هزارها سال پیش است اجـازه میدهد چند همسـر اختیار کنند و در عمل نزد هیچ کدام
نباشد و توان نداشته اش بین تعداد زیادی زن و کودک که اسـیرش شده اند تقسیم شـود و از تربیت و رسیدگی ی امور آنان که حقّ انسانی ی آنان است بازماند و گرفتار ضعف اعصاب گردد، اُف بر کسانی که تحت
عنوان دفاع از تعدّدِ زوجات این گونه مسائل نفرت انگیز را مطرح می کنند و از این طریق جامعه را به فقر و نکبت و شرارت و آسیب زدگی ی غیر قابل درمان سوق می دهند، مگر می شود گذشـته ی بسیار دور را با
وضعیت فعلی یکسـان دانست و از آنان تقلیـد کورکورانه کرد، تفاوت شـخصیت بزرگان دین و معدلت خواهی ی آنان و جمعیتی که به لحاظ فرهنگ و توانِ اقتصـادی در آن دوران می زیسته اند با زمان فعلی از زمین تا
آسمان است، همسـر داری معنایش اطفای شهوت نیست، همسرداری معنایش به ذلّت کشانیدن وضع روحی و جسمانی ی زنان نیست، همسرداری معنایش محدود کردن اراده و تصمیم زنان از برخورداری حقوق
مساوی حد اقل در زندگی ی خصوصیشان با مردان نیست، همسر داری یعنی اشتراک با همه ی امکانات رفاهی و برخورداری از سلامتِ رفتار و عطوفت و احترام متقابل.
شاید برای جامعه ی 1400 سال پیش عربستان مناسب بوده ولی برای جوامع امروزی هیچ جای شکی نیست که این عمل زن آزاری است
زیاده طلبی جنسی تعدد زوجات در اسلام غیر قابل اعمال در جوامع امروزیست
بحث سر این ها بى هوده است
کسى که دنبال چنین چیزى باشد بدون اجازه دین هم دنبالش مى رود...
"در - مورد- یتیمان رعایت قسط " فرموده است و نه حتی "بین" یتیمان یا "الی" یتیمان. گویی قسط بین فرزندان خود و یتیمان منظور است.
گواه مطلب بیان "مثنی و ثلاث و رباع" است یعنی قبلا ازدواج با یک زن انجام شده است. گواه دیگر بیان ترس از بازماندگان ضعیف از خود
مومنین است که در آیات بعدی بیان می شود. گواه دیگر بیان قسط درمورد کل یتیمان است چه دلیلی بر اقامه قسط فقط برای یتیمان دختر در ابتدای آیه است ؟شرط اضافه بر یک زن داشتن را میفرماید. علاوه بر آنها لزوما دختران یتیم نیستند چرا مادران دارای یتیم در نظر گرفته نمی- شوند؟بدیهی است حمایت ازآنها حمایت از یتیمان آنها نیز هست.
بسادگی منظور آیه این است که اگر نمی توانید با یتیمان (مانند فرزندان خود) به قسط رفتارکنید تا چهار زن میتوانید ازدواج کنید(شاید با ازدواج با آن یتیمان دختر یا با مادران آن یتیمان چه دختر و چه پسر آنها را در گروه فرزندان و خانواده های خود قراردهید و به مساوات با آنها عمل کنید.)
ازاین جا به بعد مشکل بودن رعایت عدالت بین زنان است. اگر نتوانید بین چند زن خود عدالت را رعایت کنید پس یک زن اختیار کنید[/center]
با توجه به مطالب فوق می تواند به خوبی دریافت هدف سرپرستی گرفتن یتیمان و بیوه زنان بوده نه شهوت و تنوع طلبی و کاملا واضح است که حتی در این حکم مسائل اخلاقی و معنوی درنظر گرفته شده ولی متاسفانه با برداشت غلط حکم به تعدد زوجه برای مردان به منظور تنوع طلبی و شهوت رانی داده شده است !!! در اسلام همه چیز بر مبنای کرامت انسانهاست و البته با توجه به شرایط زمانی و مکانی احکام صادر شده و در این مورد به علت وجود یتیمان و بیوه زنان بی سرپرست که کسی یا نهادی نبوده برای رفع نیاز آنها حکم اینگونه صادر شده است
دوست عزیز جواب این سوالتان را باید فقها بدهند که چرا چنین کرده اند که شما تصور میکنید خود اسلام دوست داره جواب یکسان به پرسشهای متفاوت در زمان و مکان متفاوت بده.
از نظر من که حداقل یه صد واحد فقه خوندم و تا حدی با مکانیسم اجتهاد آشنا هستم (البته ادعای اجتهاد ندارم:-))امروزه فقهای گرامی زیادی خود را به دام اخباریگری انداخته اند و شرایط جامعه را کمتر لحاظ میکنند و از اجتهاد به معنی واقعی میترسند یا محتاط هستند و همین باعث عقب ماندن فقه ما از شرایط جامعه شده و زمان و مکان هم بی اهمیت.